یادگاری های امیر

«به نام آنکه جان پروانه اوست»

امیر من به عنوان اولین فرشته زندگی ما در روز جمعه مورخ 90/12/5 ساعت 10:30 در مشهد و در بیمارستان 17 شهریور متولد شد و گرما بخش زندگی ما شد.

تصمیم گرفتم تا به یادماندهی او را به یادگار بگذارم 

اتصال وبلاگ یادگاری های امیر به دامنه 

http://www.AMIRYAD.ir

از این پس به طور مستقیم به یادگاری های امیر بپیوندید

باشد که بماند....




نگاشته در تاريخ جمعه 19 شهريور 1395 به قلم سید

با سلام

امیر آقا علاقه زیادی به انواع بستنی داره و به همت مامانی آیس پک براش توصیف شد و اون هم گیر داده بود و چند بار که بیرون رفتیم همش هوس می کرد ، ولی این روزا زمینش کم شده بود و یک شب بابایی کلی دور دور کرد ولی مکان رو پیدا نکرد و در یک پرس و جو، بابایی مکان مورد نظر رو پیدا و بالاخره امیر آیس پک رو تجربه کرد، ولی اونطور که فکرشو می کرد نبود و نتونست نصفشو بیشتر بخوره. پسر گلم که بعدا شاید این ها رو بخونی بدون که من و مامانی همیشه برای آرامش و راحتی تو هر کاری می کنیم . 




نگاشته در تاريخ 10 مرداد 1395 به قلم سید

با سلام 

داستان بد خوابی امیر هنوز هم بر قراره با اینکه تنها در اتاق خودش می خوابه ولی بعضی وقتا به اتاق ما هم مهمون ما میشه و روی بالشت خوابیدن هم از خصوصیات خواب امیر آقا شده . ساعت خوابش هم معمولا 12 شب بیداره  وصبح هم که دارشت رکورد می زد که به همت مامانی زودتر بیدار می شه، و کم کم باید صبح زود بیدار بشه بره مهدکودک .  




نگاشته در تاريخ يکشنبه 20 تير 1395 به قلم سید

با سلام

پیرو اینکه امیرآقا برا خودش مردی شده و هر کاری که دلش بخواد البته با اجازه انجام می ده، در بعضی مواقع که جو گیر میشه کمک مامانی هم می کنه و در امور خانه داری ، دستی می زنه، البته درسته که کارش بدرد خودش می خوره ولی نیتش خوبه و جای بسی امیدواری است که اگه تو حالش باشه پسر کاری باشه. البته جدیدا مجبوره اتاقش رو خودش مرتب کنه و اسباب بازی هایی که ولو می کنه رو به کمک مامانی جمع می کنه . 

عکسی از این واقعه تاریخی ثبت شده که به یادگار ثبت می کنم.




نگاشته در تاريخ پنجشنبه 10 تير 1395 به قلم سید

با سلام 

مثل هر سال امسال هم در ایام عید زیبای نیمه شعبان راهی قم شدیم و امیر هم در جمکران به مردم شکلات تعارف می کرد و  بعد از زیارت حضرت معصومه (س) از قم به تهران و از اونجا راهی سفر شدیم، نیت ما منطقه ماسوله بود که وقتی رسیدیم اونجا عصر بود و هوا مه و کمی خنک بود و امیر همش می گفت از اینجا بریم، هوا آلودس، که برگشتیم و صبح دوباره رفتیم و یه نهار زدیم و از اونجا به راهی لاهیجان شدیم و به بام لاهیجان سری زدیم و امیر هم اولین بار تله کابین سوار شد و بعد از استراحت در لاهیجان راهی رامسر شدیم و نصف روزی در ساحل اونجا گذروندیم و شب در جنگل زیبای نور به سر بردیم و گشتی هم در ساحل بابلسر زدیم و بعد از توقف کوتاهی در جنگل گلستان به سمت مشهد برگشتیم.

سفر کوتاهی بود ولی کلی خوش گذشت و امیر هم که ماشاالله بزرگ شده کمتر اذیت کرد و کلی هم عکس گرفتیم که چندتاشو به یادگار ثبت می کنم.

سفر 95

بقیه در ادامه ...





نگاشته در تاريخ پنجشنبه 20 خرداد 1395 به قلم سید

سلام

بعد از مدتی که تلویزیون امیر رو از عمه بابایی گرفتیم تا در اتاقش نصب کنیم تا من و مامانی از دیدن اجباری شبکه پویا نجات پیدا کنیم و امیر هم راحت تر باشه ضمناً در کنار تلویزیون یک دستگاه سی دی هم براش خریدیم تا امکاناتش کامل تر باشه، دیدن تلویزیون و سی دی  برا امیر خیلی مهم شده بود تا جایی که همه کاراشو جلو تلویزیون انجام می داد، در نتیجه بابایی مجبور شد تا در مقطعی دستگاه دیجیتال و سی دی رو جمع کنه ، که با میانجگری مامانی بعد از مدت کوتاهی دوباره وصل می شد و امیر هم که قول می داد ، غذاشو سر سفره بخوره ، زود قولش یادش می رفت و دوباره همون کار قبلی رو تکرار می کرد، کماکان تی وی امیر سرجاشه و از جمع کردنشم خیلی هراس داره و ابزاری برای به حرف کردن امیر هست. 




نگاشته در تاريخ شنبه 15 خرداد 1395 به قلم سید

با سلام 

از وقتی که برای امیر تولد گرفتیم ، که امیر کت پوشیده و اتفاقا درسا ، دختر خالشم ، لباس عروس تنش بوده ، امیر ورد زبونش شده که عروس من درسا هست، و هر وقت کت می پوشه ، به همه می گه که من دادم و عروسم درسا ست. البته به دلیل اختلاف سنی کمشون ، خیلی با هم دوست هستن و بازی می کنن.

اینم کلیپی از رقص کودکانه امیر و درسا 




نگاشته در تاريخ دوشنبه 30 فروردين 1395 به قلم سید

با سلام 

امسال نوروز ، مشهد المان های قشنگی ایجاد کرده بودند، که طی دید و بازدید ، در کنار خونه مادربزرگه ایستادیم و چند عکس یادگاری گرفتیم. امیر و محمد امین 




نگاشته در تاريخ چهارشنبه 25 فروردين 1395 به قلم سید
.: Weblog Themes By Blog Skin :.
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 25 صفحه بعد



Lilypie - Personal pictureLilypie First Birthday tickers